أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
35
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
فصل : استدلال بدان كه خدا تعالى جسم نيست بدان كه اختلاف در اين مسأله ميان ما و مجسمه بر دو گونه است : 1 - از نظر معنا و ديگر اختلاف بر سر لفظ . اما سخن ما در اختلاف معنوى با آنان آنست كه پندارند خدا جسمى دارد مانند اجسام ديگر و در برخى اوصاف بمانند آنانست و اما سخن ما بر سر لفظ با آنان آنست كه گويند خدا جسم است نه چون اجسام ديگر و هيچ وصفى از جسمهاى ديگر را ندارد . اما دليل تباهى گفتهء آنان كه خدا جسمى است نه چون ديگر جسمها اينست كه ثابت شده هر جسمى حادث است و پديده و اگر آفرينندهء آنها هم جسم باشد بمانند آنها بايد او هم نو آورده و پديده باشد زيرا حقيقت جسم اينست كه دراز است و پهن و با ژرف و اگر آفرينندهء اجسام جسم باشد بايد داراى اين حقيقت باشد زيرا حقيقت چيزى دگرگونه نشود و ديده و نديدهء آن برابر باشد و حقيقت جسم آنست كه داراى سه بعد است كه طول و عرض و عمق باشند و مساحت و نهايت دارد و از چند تيكه فراهم شود كه هر كدام در يك سوى آن باشند و اين گواه آنست كه اعراض در آن درآيند زيرا فراهمشدهء از چند تيكه اجتماع را بايد كه عرض است ، و آنچه در سوئى باشد نه سوى ديگر بيرون از اكوان نباشد و همهء اينها دليل حدوت و نوساختگى است و اگر آفرينندهء اجسام داراى اين اوصاف باشد يا برخى از آنها ، بايد حادث باشد و نو ساخته